جستجو



منوی اصلی
لینکهای سریع
دیگر بخشها
بخش کاربری
مطالب سایت
بخش خبری
امکانات سایت

مطالب تصادفی

کشف استعداد
[ کشف استعداد ]

·خرد سوزی بدون اعمال شاقه
·همه جا به نوبت آقا
·معرفی آقای والنتین
·با عرض سلام بعد از 1500 سال
·کاریکاتورهایی از عظیم عظیم زاده
·میرزا علی اکبر طاهرزاده صابر - هوپ هوپ نامه
·معرفی کارتونیست های حرفه ای ایران
·معرفی کارتونیست های حرفه ای ایران
·معرفی کارتونیست های حرفه ای دنیا

پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 

آخرین ارسالها
کل موضوعات 17
کل ارسال ها 47
کل بازديد ها 320902
کل پاسخ ها 30
کل اعضا 68
آخرين 20 ارسال انجمن

نقاشي هاي براي آموزش کودکان
ارسال شده توسط mjrad در مورخه : يكشنبه، 14 اسفند ماه ، 1390

گرافیک محیطی
ارسال شده توسط saaghi در مورخه : دوشنبه، 10 بهمن ماه ، 1390

یه عضو جدید
ارسال شده توسط babakshaabani در مورخه : دوشنبه، 20 دي ماه ، 1389

فروشگاه کاریکاتور عبدی کارتون
ارسال شده توسط bhabdi در مورخه : يكشنبه، 12 دي ماه ، 1389

ارزشمند ترین برند جهان چیست؟
ارسال شده توسط kamildesign در مورخه : شنبه، 29 آبان ماه ، 1389

راهنمای درخواست مجوز تاسیس کانون
ارسال شده توسط kamildesign در مورخه : شنبه، 29 آبان ماه ، 1389

برند چیست؟
ارسال شده توسط kamildesign در مورخه : شنبه، 29 آبان ماه ، 1389

هوپ‌هوپ‌نامه
ارسال شده توسط hamednabahat در مورخه : پنجشنبه، 11 شهريور ماه ، 1389

قوانین تالار گفتگو
ارسال شده توسط dorna در مورخه : دوشنبه، 1 شهريور ماه ، 1389

نكاتي در عكاسي
ارسال شده توسط babakshaabani در مورخه : چهارشنبه، 27 مرداد ماه ، 1389

تمیز کردن دوربین و لنز ها
ارسال شده توسط babakshaabani در مورخه : چهارشنبه، 27 مرداد ماه ، 1389

گرافیک چیست؟
ارسال شده توسط babakshaabani در مورخه : شنبه، 7 فروردين ماه ، 1389

رابطه شاتر و دیافراگم
ارسال شده توسط babakshaabani در مورخه : جمعه، 6 فروردين ماه ، 1389

چگونه در تاریکی و نور کم عکاسی کن
ارسال شده توسط babakshaabani در مورخه : يكشنبه، 16 اسفند ماه ، 1388

آیا رنگ‌ها را می‌بینید؟
ارسال شده توسط babakshaabani در مورخه : سه شنبه، 11 اسفند ماه ، 1388

اولین مسابقه بین المللی کاریکاتو
ارسال شده توسط babakshaabani در مورخه : شنبه، 8 اسفند ماه ، 1388

LOMOGRAPHY
ارسال شده توسط babakshaabani در مورخه : شنبه، 8 اسفند ماه ، 1388

تالار گفتمان جستجو

صفحات سایت
نام صفحهبازديد
 اولین جشنواره بین المللی هوپ کارتون 2010[885]
 وبلاگها و سایت های معرفی شده[986]

نمايش آرشيو صفحات


بنر نمایشگاه و جشنواره
این بلوک در حال حاضر فاقد محتوی می باشد .

 
نشریه مجازی هوپ کارتون: هرزنامه

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

  رضا کیانیان در باره نمایشگاه هدیه تهرانی
هرزنامه

رضا کیانیان با این دیدگاه که اگر از طرف دولت به عکاسان کمک نمی‌شود، به هدیه تهرانی هم نباید کمک شود، مخالف است و اعتقاد دارد دولت باید از همه هنرمندان حمایت کند.

پیروزه روحانیون: رضا کیانیان از  هنرمندانی است که در چند رشته هنری فعالیت می کند و آثارش را به نمایش می گذارد. تا چند سال پیش بیشتر افراد او را فقط به عنوان هنرپیشه می شناختند اما بعدها به نمایشگاه آثارش در رشته های مجسمه سازی و عکاسی رفتند و حتی کتابی به قلم او خواندند.

کیانیان که بارها حاصل عکاسی هایش را به نمایش عمومی گذاشته، در گفتگو با خبرآنلاین از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی به شدت دفاع می کند و معتقد است حمایت سازمان های دولتی از هدیه تهرانی به خاطر هنر عکاسی اوست نه به دلیل چهره بودنش.  

نظر شما درباره حمایت سازمان های دولتی از نمایشگاه خانم هدیه تهرانی چیست؟ وقتی عکاسان بسیاری به خاطر مشکلات مالی نمی توانند نمایشگاه برپا کنند، آیا درست است که یک سازمان دولتی به فردی که حرفه و هنرش چیزی غیر از عکاسی است به خاطر چهره بودن او، کمک کنند؟
من نمی دانم خانم تهرانی چه بودجه و تسهیلاتی دریافت کرده است.هم چنان که نمی دانم کدام عکاس به خاطرمشکلات مالی نتوانسته نمایشگاه بگذارد. من همیشه می گویم مهم نیست چه کسی نمایشگاه گذاشته است، مهم تابلویی است که روی دیوار می رود یعنی کار هنری.

باید دید عکس های به نمایش درآمده ارزش هنری دارند یا خیر که به نظر من کارهای خانم تهرانی ارزش هنری دارند. اما با نوع استدلال شما مشکل دارم. چون تخریبی است. یعنی اگر به عکاسان امکانات نمی دهند پس به خانم تهرانی هم نباید امکانات بدهند. در صورتی که اگر بگوییم چون به ایشان امکانات دادید پس می توانید در اختیار بقیه هم بگذارید. در ضمن یادتان باشد خانم تهرانی هم عکاس است. به استناد عکس هایی که روی دیوار دارد. هدیه تهرانی دیروز و امروز عکاس نشده است، او سالهاست که عکاسی می کند و از یک سال پیش برای برپایی همین نمایشگاهش از خانه هنرمندان وقت گرفته بود، نه این که دو روز قبل از برگزاری نمایشگاهش درخواست کرده باشد.

اما تا به حال اتفاق نیفتاده بود که خانه هنرمندان تمام سالن هایش را برای نمایش آثار، در اختیار یک هنرمند بگذارد. این در حالی است که عکاسان حرفه ای برای نمایش آثارشان در خانه هنرمندان نهایتا می توانند از سالن های استاد ممیز استفاده کنند. این عجیب نیست؟
من هم برای نمایش کارهای چوبی ام فقط از گالری مرحوم ممیز استفاده کردم و به نظر من هر گالری دار حق دارد یکبار کاری را تجربه کند. خانه هنرمندان هم برای اولین بار این کار را کرده و این سابقه را از نمایشگاه هدیه تهرانی آغاز کرده است. ضمن این که باید دید آیا بقیه عکاسان هم به اندازه نمایشگاه آثار هدیه تهرانی مشتری دارند؟

وقتی در نمایشگاه هدیه تهرانی تمام سالن ها بازدیدکننده دارد، چرا نباید گالری دار تمام سالن هایش را در اختیار او بگذارد؟ این یک تجربه است. و از این به بعد هنرمندان دیگر هم اگر به همه سالن ها احتیاج داشتند می توانند به استناد این نمایشگاه همه سالن ها را بخواهند. این که خوب است.

مشکل اینجاست که این امکانات و تسهیلات از طرف ارگان ها و سازمان های دولتی در اختیار ایشان قرار گرفته است. شاید اگر یک گالری خصوصی این کار را می کرد توجیه داشت، ولی از یک ارگان دولتی مثل خانه هنرمندان انتظار می رود امکاناتش را به یک میزان در اختیار هنرمندان قرار دهد. آیا اگر دیگر عکاسان هم این امکان را بخواهند در اختیارشان قرار خواهد گرفت؟
من اینطور به قضیه نگاه نمی کنم، این امکان فقط به خاطر چهره بودن خانم هدیه تهرانی به ایشان تعلق نگرفته، به خاطر هنرش هم بوده. اگر سازمانی به عکاسان امکانات نمی دهد نباید بگوییم پس حالا که به عکاسان بودجه نمی دهند به خانم تهرانی هم نباید بدهند.

دولت باید به همه بودجه و امکانات بدهد؛ هم به خانم تهرانی و هم به دیگران. بودجه و امکانات سازمان های دولتی کم نیست. این بودجه ها و امکانات حاصل پول نفتی ست که قرار است به ما تعلق داشته باشد. دولت این امکانات را باید در اختیار همه بگذارد و برای تخصیص این تسهیلات نباید انتخاب کند. و ما  هنرمندان و عکاسان باید خوشحال باشیم که این امکانات در اختیار خانم تهرانی قرار گرفته چون حالا مشخص شد که سازمان های دولتی تا چه حد می توانند به هنرمندان کمک کنند و تا به حال کمک نمی کردند و حالا معلوم شد که چه امکاناتی می توانستند در اختیارشان بگذارند و در اختیار هنر مندان قرار نمی دادند.

حالا دیگر همه عکاسان می توانند به استناد همین نمایشگاه طالب این امکانات باشند و این امکانات باید در اختیار همه هنرمندان قرار گیرد و باید به اندازه تولید هنری همه هنرمندان این سرزمین گالری و فرهنگسرا وجود داشته باشد تا بتوانند آثارشان را به نمایش بگذارند. و با مخاطب ارتباط بر قرار کنند. نه تنها در تهران بلکه در همه شهرستان ها. این یک حق ساده شهروندی است. هم برای هنرمند و هم برای مخاطب هنر.

دوشنبه، 30 آذر ماه ، 1388 بازدید:439 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 439 بار بازديد شده

  نمایشگاه هدیه تهرانی = بودجه سالانه ارشاد
هرزنامه

نمایشگاه هدیه تهرانی هیچ سنخیتی به میراث فرهنگی ندارد.

بهمن جلالی، استاد عکاسی و از افرادی است که از ورود افراد جدید به حرفه و هنر عکاسی استقبال می‌کند، اما حمایت سازمان میراث فرهنگی از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی را اشتباه می‌داند.

پیروزه روحانیون: بهمن جلالی یکی از عکاسان پیشکسوتی است که بسیاری از عکاسان جوان کشورمان شاگرد او بودند. او از جمله افرادی است که در جواب واکنش عکاسان به نمایشگاه عکس هنرپیشه‌های چهره گفته است: «عزیزان من، دنیا و معیارهای آن عوض شده است. باور کنید که همه عکاس‌اند، اگر می‌توانید ماحصل کارشان را نقد کنید. زیر سوال بردن خودشان کسی را به جایی نمی‌رساند. هرکس دوربین خرید، هرکس موبایل داشت و هرکس با این‌ها عکس گرفت، کار بسیار خوبی می‌کند. عکس خوب بگیرد، عکاس خوبی است. عکس بد بگیرد، باید عکسش را نقد کرد.»

جلالی در گفتگو با خبرآنلاین از حمایت مراکز دولتی از نمایشگاه عکس هدیه تهرانی انتقاد کرد و گفت سوال اصلی اینجاست که چرا سازمان میراث فرهنگی از نمایشگاه عکسی که هیچ سنخیتی با این سازمان ندارد، حمایت کرده است؟

نمایشگاه عکس خانم تهرانی با حاشیه های بسیاری روبه‌رو شده است، اما سؤال مهمی که در میان برای عکاسان به وجود آمده است درباره حمایت سازمان میراث فرهنگی به عنوان یک سازمان دولتی از ایشان است. نظر شما در این باره چیست؟
متاسفانه عده‌ای از عکاسان به برپایی نمایشگاه عکس توسط هنرپیشه‌ها واکنش بدی نشان دادند. اما به نظر من برپایی نمایشگاه توسط هنرپیشه‌های چهره اشکال ندارد. ما عکاسان باید به این باور برسیم که هر کسی حق دارد نمایشگاه عکس برپا کند. ما چرا خود آن عکاس را مورد غضب قرار می دهیم؟ چرا کسی عکس‌هایش را نقد نمی‌کنیم تا بفهمیم عکاسی هست یا نیست؟ که این عکس‌ها عکاسی معاصر امروز هست یا نیست؟ ما متاسفانه از این صحبت‌ها نمی‌کنیم و از مسأله اصلی غافل شده‌ایم.

سوال من این است که نمایشگاه خانم تهرانی چه سنخیتی با سازمان میراث فرهنگی دارد که این سازمان برای برپایی نمایشگاهشان به ایشان وام داده است؟ اصلا این عکس‌ها چه ربطی به میراث فرهنگی دارد؟ این همه عکاس، با سختی از میراث فرهنگی این مملکت عکس می‌گیرند، کی میراث فرهنگی آمده بگوید من از شما حمایت می‌کنم، نمایشگاهتان را برپا می‌کنم، کتاب برایتان چاپ می‌کنم، به شما وام می‌دهم بروید عکس بگیرید؟ بعد یکباره به خانم هدیه تهرانی مبلغ زیادی وام می‌دهد.

من با عکاس کاری ندارم، خانم هدیه تهرانی حق دارد هر هفته یک نمایشگاه برپا کند. ولی می‌خواهم ببینم آیا خانه هنرمندان این امکان را به همه می‌دهد که از همه فضاهایش برای نمایشگاه استفاده کند؟ اگر یک عکاس بخواهد در یکی از گالری‌ها نمایشگاه بگذارد، یک سال دیگر به او وقت می‌دهند. اصلا نقش معاونت ریاست جمهوری در این ماجرا چیست؟ آیا آقای مشایی در هیچ نمایشگاه دیگری هم حضور داشتند؟ نماینده سراب اینجا چه کاره است؟ من وقتی کاتالوگ نمایشگاه را می‌خوانم دیوانه می‌شوم و نمی‌فهمم ماجرا چیست؟

این که یک سازمان دولتی از افراد چهره حمایت می‌کند، چه مشکلی برای عکاسان به وجود می‌آورد؟
مشکل اینجاست که من عکاس که نمی‌توانم چهره بشوم تا مورد حمایت قرار بگیرم. چون در رشته‌ای کار می‌کنم که چهره شدن در آن وجود ندارد، ولی سینما این امکان را به هنرمند می‌دهد که چهره معروفی شود. ممکن است مردم به اندازه هدیه تهرانی من را نشناسند؛ اما من کار خودم را می‌کنم.

ایشان هم جای من را تنگ نکرده‌اند. من ظرف این 5، 6 ساله 10، 15 نمایشگاه خارج از این مملکت گذاشتم و هیچ‌کس دیناری هم به من پول نداده است. خودم خرج کردم که آیا اگر کسی آثار را بخرد، بخشی از این هزینه‌ها جبران شود. هیچ سازمان دولتی این چنین وام و تسهیلاتی در اختیار عکاسان قرار نمی‌داد و نمی‌دهد. حالا به خاطر چهره بودن خانم هدیه تهرانی وام به ایشان تعلق گرفته و این اشتباه است. می‌دانید چرا؟ چون عکس‌های خانم هدیه تهرانی هیچ سنخیتی با میراث فرهنگی ندارد.

ممکن بود خانم تهرانی به عنوان تجربه بخواهد یک فیلم مستند بسازد، معاونت سینمایی وزارت ارشاد به خاطر چهره بودن یا هر دلیل دیگری می‌تواند به ایشان وام بدهد تا فیلمش را بسازد؛ وظیفه‌اش است که این کار را بکند. ولی آیا وظیفه میراث فرهنگی هم این است که به نمایشگاهی که ربطی به این سازمان ندارد کمک کند؟

ما چرا نمی‌پردازیم به بی‌برنامگی و عدم فعالیت درست سازمان‌های فرهنگی در این مملکت؟ اگر یک سازمان سینمایی برای برگزاری نمایشگاه عکس از خانم تهرانی حمایت کند، درست است؛ چون از یک عضو صنفی خودش پشتیبانی کرده و خیلی هم کار خوبی کرده است. ولی آنها که فعالیتشان ربطی به این عکس‌ها ندارد اینجا چه کاره‌اند؟ این قابل قبول نیست که به خانم هدیه تهرانی به خاطر چهره بودنشان وام تعلق بگیرد.

عکاسان برای مانع شدن از گسترش و تکرار این ماجرا چه باید بکنند؟
من می‌خواهم از عکاسان و همکاران خودم، دو خواهش کنم. یکی اینکه جهانمان را بزرگتر کنیم، چون دنیا بزرگتر از این صحبت‌هاست که ما به خاطر نمایشگاه گذاشتن هنرپیشه‌ها بحث و جدل کنیم. بعد هم یک گله کنم از همکاران خودم. ببینید این ماجرا از اکسپوی سال گذشته شروع شد. من بارها به مسؤول برگزاری اکسپو گفتم که این فرمولی که شما پیاده می‌کنید درست نیست.

انتخاب و قیمت‌گذاری عکس، معیار می‌خواهد. نمی‌شود هر کسی هر چه آورد در اکسپو وارد کنید. بعد برای این که از چهره‌های معروف استفاده تبلیغاتی کنند، که به نظر من سوءاستفاده کردند از دوستان سینمایی، آنقدر به آنها تلفن زدند که آنها در دام این ماجرا افتادند. در غیر این‌صورت این اکسپو چه اعتباری برای امثال آقای کیانیان و کیارستمی به ارمغان می‌آورد؟ وقتی همه جای دنیا عکس‌های کیارستمی را می‌خرند، فروش آثارش در اکسپوی تهران، چه اعتبار هنری‌ای برای او به وجود می‌آورد که او اصرار داشته باشد در آن شرکت کند؟

ولی برگزارکنندگان اکسپو از این ماجرا، برای تبلیغ اکسپو استفاده کردند. از روز اول این ماجرا برای من روشن بود که اینها چه نقشه‌ای دارند و در اکسپو شرکت نکردم. عکاسان دیگر هم این را می‌دانستند ولی چرا آنها شرکت کردند که بعد شاکی شوند. آنها از روز اول نباید شرکت می‌کردند و لااقل حرمت حرفه‌شان را باید نگه می‌داشتند.

فروش این عکس‌ها آیا در چرخه عکاسی حرفه‌ای و برای کسانی که از راه عکاسی امرار معاش می‌کنند، مشکل ایجاد می‌کند یا خیر؟
ببینید به نظر من کسی که این عکس‌ها را می‌خرد عکس نمی‌خرد، امضای صاحب اثر (مثلا هدیه تهرانی) را می‌خرد. خوب او خانم تهرانی را دوست دارد، من که نمی‌توانم بگویم برای چه ایشان را دوست داری؟ به نظر من اشکالی ندارد ضمن این که اگر این عکس‌ها را گران بخرند، قیمت عکس بالا می‌رود. ولی اینجا مشکلی که پیش می‌آید این است که آیا به اندازه‌ای که از هدیه تهرانی حمایت می‌شود، از عکاسی که چهره نیست ولی عکس خوب دارد هم پشتیبانی می‌شود؟

من می‌گویم عکاسان باید کوشش کنند خارج از این حمایت‌های دولتی که هیچوقت نصیب ما نمی‌شود، خودشان بتوانند فعالیتشان را ادامه دهند و ارتباط‌های جهانی پیدا کنند و با گالری‌ها و مراکز فرهنگی ارتباط برقرار کنند و کارشان را عرضه کنند.

شاید اگر یک ارگان خصوصی از نمایشگاه افراد چهره حمایت کند، توجیه داشته باشد که به دنبال سود حاصل از معروفیت و چهره بودن صاحب اثر است. ضمن این که اگر بازدید از نمایشگاه افراد چهره، بهانه‌ای باشد برای آشنایی مردم با هنر عکاسی، حاصل خوبی برای این هنر دارد. ولی حمایت یک سازمان دولتی بحث برانگیز است.
درست است، حاصل خوبی دارد؛ ولی به شرطی که خوب عکس گرفته شده باشد. من به عنوان یک عکاس بعد از این همه سال هر تازه واردی که وارد رشته عکاسی می‌شود، خوشحال می‌شوم. چون پیش خودم می‌گویم یکی دیگر هم اضافه شد.

حالا اگر خوب عکس گرفت یا بد گرفت، نقدش می‌کنم؛ ولی می‌گویم یک فرد دیگر هم به عکاسی اضافه شد و این باعث رشد می‌شود. اگر یک هنرپیشه بیاید نمایشگاه عکس برپا کند، برای من بعد از این همه سال عکاسی جذاب است که ببینم این هنرپیشه از چه زاویه‌ای این دنیا را دیده است و چه چیزی را به عنوان سوژه عکس انتخاب کرده است. یا اگر یک نویسنده نمایشگاه عکس بگذارد، خیلی خوشحال می‌شوم بروم ببینم یک نویسنده به این دنیا چطور نگاه کرده است و عکس‌هایش چه سنخیتی با کتاب‌هایش دارد. همه اینها به آدم رشد می‌دهد و ایده می‌بخشد. اما مشروط بر این که عکس خوب گرفته شود. و این مسأله بسیار مهمی است.

دوشنبه، 30 آذر ماه ، 1388 بازدید:390 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 390 بار بازديد شده

  به بهانه برگزاری نهمین دوسالانه تهران
هرزنامه

گوش هایی که نمی شنوند، چشم هایی که نمی بینند/یادداشت کیوان زرگری به بهانه برگزاری نهمین دوسالانه بین المللی کاریکاتور تهران

پرشین کارتون - کیوان زرگری

نهمين دوره دوسالانه بين المللي كاريكاتورتهران درشرايطي افتتاح گرديدكه جمع كثيري از هنرمندان مطرح كاريكاتوريست كشور باانتشار بيانه اي آن را تحريم و در آن مشاركت نكردند.
تعدادي ازامضاء كنندگان بيانيه در يادداشت هايي كه در مطبوعات و وب سايت هاي فرهنگي ،هنري منتشرشد ازدلايل اين تحريم سخن گفتند و حتي خانه كاريكاتوربه عنوان دبيرخانه دائمي و مجري برگزاري دوسالانه هاي كاريكاتور جلسه اي رابا حضورجمعي از هنرمندان كاريكاتوريست برگزار كردكه بدليل عدم نتيجه دلخواه مسئولين خانه ،اخبار آن نشست هم بازتاب مناسبي پيدا نكرد.

پنجشنبه، 5 آذر ماه ، 1388 بازدید:409 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 409 بار بازديد شده

  "ترس" در دوسالانه نهم
هرزنامه

عليرضا ذاكري

منبع: فصل نامه گفتار سبز / شماره ۶-۵

  اشاره: چنين بنظر مي‌آيد آئين نقد نويسي در كشور ما جايگاه واقعي خود را پيدا نكرده، بلكه به ابزاري تبديل شده است براي تسويه حساب‌هاي شخصي و دست‌يابي به منافع افراد.

اما از سوي ديگر نقد حرفه‌اي در اوج سلامت محتوا، هرگز وارد اين بازي‌ها نمي‌شود و براي خوش‌آمدن يا خوش‌نيامدن كسي نوشته نمي‌شود. نقد سالم سلسه نوشتاريست كه خواننده با مطالعه‌ي آن، نكته‌اي را مي‌آموزد. نقد خوب ضمن مطرح ساختن ضعف‌هاي هر اثر، دلايل منطقي خود را بازگو كرده و در ادامه وظيفه دارد راهكارهاي بهتر شدن اثر را با دلايل منطقي بيان نمايد.

در نوشتار سعي بر اين دارد با بياني ساده و صريح ضمن بررسي و نقد فعاليت‌هاي دوسالانه كاريكاتور تهران، نكاتي را در حوزه كاريكاتور مطرح سازد.

اميد مي‌رود محتوي اين نوشتار تنها از زاويه نقدي دلسوازانه نگريسته شود، نه آنچه در ابتداي اشاره آمده است.

 

كاريكاتوريست

 در اوايل دهه هفتاد، كاريكاتور ايران مراحل نوپايي و شكل‌گيري مجدد خود را طي مي‌كرد. آن ايام همزمان شده بود با شروع فعاليت‌هاي نگارنده  در عرصه كاريكاتور. باورها و ايده‌آل‌هاي خاصي كه نسبت به هنر كاريكاتور داشتم بسيار جالب بودند. اول آنكه مي‌پنداشتم كاريكاتور هنري غير انتفاعي است! و چندان محل درآمد هنرمندي نمي‌تواند باشد. حداقل در اين مملكت. بعدها كه جلوتر آمدم ديدم خير! تصور من اشتباه است و ماجرا زواياي ديگري هم دارد كه از ديد من پنهان مانده بود. دوم اينكه باور داشتم كاريكاتوريست بايد سرشار از وجدان، انسانيت، راستي و درستي باشد. اما بايد با همه‌ احترام به كاريكاتوريست‌هاي شريف اين سرزمين، اعتراف كنم اين اوصاف انساني چندان هم محلي از اعراب ندارد. مي‌پنداشتم، كاريكاتوريست هميشه درجبهه حق و مظلوم قرار دارد و آني از ذات انتقادي كاريكاتور دور نمي شود. زيرا اين خصلت‌ها، از مهم‌ترين شاخصه‌ها‌ي يك كاريكاتوريست تمام عيار است. اين پرسش هنوز هم مرا آزار مي‌دهد، آيا منِ كاريكاتوريست به اولين اصول اخلاقي پايبند هستم؟!!

اگر كسي بپرسد اين اوصاف انساني چه ربطي به توليد آثار كاريكاتوري دارد، لابد نمي‌داند كه هنرمند، هميشه و هميشه باطن خود را ترسيم مي‌كند. هنرمندي كه تعهد نداشته باشد چگونه مي‌توان از او توقع داشت اثري خلق كند كه سرشار از حقيقت و لحظات انساني باشد.

تصويري كه از جامعه معاصر توسط هنرمندي ترسيم مي‌شود كه چندان تعهدي به اخلاقيات و اصول حراف‌اي ندارد، آيا آثار او مي‌تواند براي آيندگان و نسل‌هاي بعدي  اعتبار داشته باشد و محل استناد يك موقيعت تاريخي كشوري باشد؟!

بي‌شك كاريكاتوريست حرفه‌اي تمام عيار كسي ا‌ست كه در رفتار و آثارش، دروغ، توهين، تخريب و سرسپرده‌گي جايي ندارد، هنرش را در خدمت جريان‌هاي سياسي قرار نمي‌دهد،  بلكه همه وجودش مالامال از وجدان، دانش، معرفت و گرايش شديد به حق و حقيقت است.

 موضوعات دوسالانه كاريكاتور

اينكه ما ايراني‌ها استاد افراط و تفريط هستيم هيچ شكي وجود ندارد. اين نكته را بارها گفته‌ام. ما ايراني‌ها يا بي‌ستون مي‌سازيم يا چهل ستون!!

صحبت روزهاي آغازين نوپايي مجدد كاريكاتور ايران بود. خب در آن ايام رفتارها و منش‌هاي فرهنگي در همه‌ي سطوح جامعه رسوخ كرده بود. با نگاهي به موضوعات دوسالانه كاريكاتور، صحت اين سخن را در مي‌يابيم.

دوسالانه اول1372، با موضوع: قلم.

دوسالانه دوم1374، با موضوع: كتاب.

دوسالانه سوم 1376، با موضوع: ميراث فرهنگي.

دوسالانه چهارم 1378، با موضوع: پايان.

موضوع دوسالانه چهارم واقعاً پاياني بود بر موضوعات فرهنگي اين رويداد هنري. با مرور  موضوعات بعدي دوسالانه كاريكاتور تهران، مي‌توانيم تصويري كم رنگي از جامعه‌ي‌ خودمان را بدست آوريم. « سفر، سرقت، سالمندان، پول و ترس» اين عبارات يكي پس از ديگري موضوعات دوسالانه‌هاي كاريكاتور تهران تا كنون است.

هر جشنواره با مطرح ساختن سوژه‌اي سعي دارد تا از زاويه ديد كاريكاتوريست‌ها، تصوير روشني از جامعه خود و رويداد‌هاي روز  جامعه جهاني بدست آورد. آنگاه كه كاريكاتوريست‌ها دست‌بكار مي‌شوند، همه جوانب سوژه را در لايه‌هاي زيرين جامعه و پيرامون خود كاووش مي‌كنند و كشفيات هنري خود را با آگرانديسمان كردن، آن‌ هم با اغراق‌هاي كاريكاتوري به نمايش مي‌گذارند. مكانيك و بازخورد عملكرد كاريكاتوريست‌ها در اين ميان بسان آئينه‌اي تمام قد خواهد بود كه افراد بتوانند زواياي پنهان و آشكار خود و جامعه‌شان را به تماشا بنشينند.

چه كسي از افراد جامعه در اين چرخه مي‌تواند خود را پنهان سازد. آنگاه كه «ترس»‌هاي دورني ما و جامعه‌‌مان، با همه‌ي ابعادش خود‌نمايي كند، نيتجه‌ نهايي چگونه ارزيابي خواهد شد؟

***

در شرايط فعلي كشورمان كه هر روز تحت فشارهاي خارجي قرار مي‌گيريم و تهديد و تحريم مي‌شويم، موضوع «ترس» چندان مصداقي ندارد. در اوايل بهمن‌ماه سال گذشته شواري برنامه‌ريزي دوسالانه كاريكاتور تهران جلسه‌اي تشكيل داد و موضوع «‌ترس» را براي مسابقه انتخاب كرد. اي كاش در آن جلسه كه همزمان با روزهاي خونين و مظلومانه جنگ 22 روزه غزه بود و از سويي ديگر انتخابات در آمريكا، اعضاي شوراي برنامه ريزي توجه و نكته سنجي بيشتري از خود نشاني مي‌دادند. زيرا اكنون كشور ما بيشتر از هر زمان ديگري زير ذره‌بين است. روزي ما را به حامي ترروريست متم مي‌كنند و روزي ديگر در ليست تروريست مي‌رويم. چندي پيش اوباما در تركيه اعلام كرد « كشور ايران يا سلامت مردم خود را انتخاب كند يا انرژي هسته‌اي را». براستي اعلام موضوع «‌ترس» در چنين جشنواره‌اي در سطح بين المللي از سوي ايران، نشان از چيست؟! ما بايد از چه بترسيم و چرا ترس را تجريه كنيم. اكنون ما با اقتدار و سختي‌هاي فراوان در مقابل همه‌ي زورگويان استعمارگر پايداري كرده و ايستاده‌ايم. وقتي كه كشور ما به فناروي هسته‌اي صلح‌آميز دست‌ ‌مي‌يابد، وقتي كه ماهواره‌ي كشور ما به فضا فرستاده مي‌شود و ... اين‌ها دستاوردها نشان از اقتدار ايران است. ترس در قاموس مردم ايران جايي ندارد.

نگارنده بعنوان يك كاريكاتوريست برخي جنبه‌هاي سياسي موضوع « ترس» را برمي‌شمارد.:

* ترسي كه رسانه‌هاي غربي و اروپايي از ايران به جامعه‌جهاني القاء مي‌كنند.

* ترسي كه غربي‌ها از مسلمانان و تروريست مطرح مي‌سازند.

* ترسي كه ما از دشمن بايد داشته باشيم.

* و ترس از فعاليت ايران در زمينه انرژي هسته‌اي.

بي‌شك اين سرفصل‌ها از نگاه تيز بين و موشكافانه كاريكاتوريست‌هاي حرفه‌اي جهان  پنهان نخواهد ماند.

دوسالانه كاريكاتور مي‌توانست با بررسي بيشتر و از طريق اينترنت، سوژه‌‌ي پيشنهادي را به مسابقه بگذارد تا با جامعيت بيشتري سوژه مناسب بدست آيد.

در هر صورت كاريكاتور مي‌تواند در شرايط فعلي كه همه دنيا به ما مي‌نگرد كمي ‌بيشتر به‌روز باشد و سراغ موضوعاتي برود كه روحيه ايستادگي و پايداري ما را بنمايش بگذارد.

بعنوان مثال موضوعات: «وطن من،  زمين من، ، مرزها، خاك، پرچم‌، صلح سبز، دنياي بدون سلاح، سوخت هسته‌اي سبز و ...

هر يك از اين موضوعات مي‌توانست جاي كار بيشتري براي خلق آثار كاريكاتوري ارزشمند و كاربردي‌تر را ايجاد كند.

ناگفته نماند خداوند در كنار همه‌ي حس‌هاي انساني، حس ترس را به ما ارزاني داشته تا در مواقع لزوم خود را پيشاپيش از بلاها و مشكلات نجات دهيم. اما پرداختن به ترس و روي آوردن به آن، آدمي را منفعل ساخته و همواره مجبور خواهد ساخت بگريزد، عقب‌نشيني كند و پا پس نهد.

 انتخاب آثار

وقتي صحبت انتخاب آثار به ميان مي‌آيد، خيلي‌ها دچار آلژي مي‌شوند. تپش قلب و گاهي هم عصبانيت.

تاكنون سراغ نداريم در مسابقه يا جشنواره‌اي اعضاي كميته انتخاب آثار بتوانند در همان مسابقه شركت كنند و ذي‌نفع باشند و حتي اعضاي اين كميته يكي پس از ديگري تا نفر هفتم از 9 نفر جايزه هم بگيرند!! تعجب نكنيد زيرا واقعي بودن اين اتفاق غير قابل انكار است.

دوسالانه كاريكاتور با همه‌ي اعتبار و  حرفه‌اي بودنش، تا همين دوره‌ي قبل، اعضاي كميته انتخاب آثار در كمال شگفتي در مسابقه هم شركت مي‌كردند و جايزه مي‌بردند. كم نبودند كاريكاتوريست‌هاي شركت كننده در دوسالانه، كه از انتخاب آثارشان ناراضي باشند. زيرا آثار قوي آنها كه احتمال برنده شدن بيشتر را داشت، انتخاب نمي‌شد.

نپذيرفتن اين واقعيت بدان معناست كه همه‌ي اعضاي كميته‌هاي انتخاب آثار انسان‌هايي وارسته بوده‌ و به نفس خود كاملاً تسلط داشته‌اند! و در مواجه با آثاري قوت‌تر از آثار خود، در كمال فروتني رضايت مي‌دادند آن آثار وارد مسابقه شده و گوي سقبت را از آنها بربايد. براستي حقيقت همين است يا حقيقت شكل وارونه آنچه گفته شد مي‌باشد؟!

مي‌توان تصور كرد اگر آثار قوي‌ ديگر كاريكاتوريست‌ها به جشنواره راه مي‌يافت، آيا آنها در هر دوره، يكي پس از ديگري جايزه مي‌بردند؟ براي آوردن مثال راه دور نمي‌رويم. آنچه مطرح گرديد، با آثار نگارنده، در تمام دوره‌هاي دوسالانه برخورد شده است! دوستي از درِ نصيحت وارد شد و گفت، فلاني چرا تو چند اثر به جشنواره مي‌فرستي؟ تنها يك يا دو اثر به مسابقه ارسال كن، اما اين دو اثر حتماً قوي باشند. اين پيشنهاد را كه انجام دادم، اصلا هيچ كدام از كارهايم به دوسالانه راه پيدا نكرد!! انگار شرط پذيرش ، قوي نبودن آثار بود!.

با عنايت به نكته‌اي كه در اشاره اين نوشتار آمد، اكنون وقت آن رسيده جدا از غر زدن و ايراد گرفتن، يكي از ويژه‌‌گي‌هاي نقد سالم را بكار بنديم.

دوسالانه كاريكاتور تهران از دوره پيش تصميم گرفت قيد كميته انتخاب آثار را بزند و از داوران بخواهد خود آنها به اين امر خطير مبادرت ورزند. بنظر مي‌آيد آنگاه كه خود داوران بخواهند آثار را گزينش كنند، ما با چالش ديگري مواجه خواهيم بود. از آنجا كه داوران موظفند آثار برنده  و برگزيده انتخاب كنند، اين امكان وجود دارد در موقع انتخاب آثار، با همان «نگاه و تفكر آثار برگزيده» همه كارها را محك بزنند و برخي آثار خوب در اين ميان حذف شود.

پيشنهاد نگارنده اين است برگزار كنندگان دوسالانه بيايند و در زمان اعلام فراخوان دو نكته را متذكر شوند. اول آنكه فقط كاريكاتوريست‌هاي حرفه‌اي حق شركت در مسابقه را دارند و دوم آنكه هر كاريكاتوريست حق دارد با يك يا دو اثر در مسابقه شركت كند. در اين شيوه حق كمتري از كسي ضايع مي‌شود. در حال حاضر اين روش در برخي جشنواره‌هاي خارجي اجرا مي‌شود.

 كاتالوگ

چاپ كاتالوگ شيك و نفيس دوسالانه كاريكاتور تهران، يكي از ويژه‌گي‌هاي اعتبار اين رويداد هنري بين المللي محسوب مي‌شود. با يك بررسي و محاسبه سرانگشتي آثار كاريكاتوريست‌هاي ايراني كه در كاتالوگ دوسالانه اول چاپ شده، تنها 9 اثر است. گويا در آن سال‌ها به كاريكاتوريست‌هاي ايراني چندان اعتماد نبوده، يا اينكه تلاش بوده با چاپ آثار كارتونيست‌هاي خارجي، جنبه‌ي بين المللي بودن دوسالانه را در آغاز راه افزايش دهنده. البته اين سياق در بخش اهداي جوايز، بيشتر خودنمايي مي‌كند!

اكنون كاتالوگ دوسالانه در هر دوره، بهتر از دوره‌ي قبل، نفيس‌تر چاپ مي‌شود. اما متاسفانه ايراد ديگري به تازه‌گي به قوانين دوسالانه راه پيدا كرده، و آن اينكه كاتالوگ دوسالانه  فقط به كساني رايگان اهدا مي‌شود كه اثرشان در كاتالوگ چاپ شده باشد. براستي هنرمندي كه چند اثر به دوسالانه ارسال مي‌كند و اثر او قابل عودت هم نيست، آيا اين آثار از حيث مالي ارزش اهداي يك جلد كاتالوگ را ندارد؟! بي‌شك اكنون دوسالانه كاريكاتور صاحب گنجينه‌ي بزرگي از آثار كاريكاتوريست‌هاي معاصر دنيا شده است. ناگفته نماند، بسياري از كاريكاتوريست‌ها تنها بخاطر دريافت كاتالوگ در مسابقات شركت مي‌كنند. در پاسخ اين طيف از كاريكاتوريست‌ها بايد عرض كرد. عزيزمن، كمي كه صبر كني فايل ‌PDF  كاتالوگ، مفت و مجاني روي سايت مربوطه خواهد رفت. برو دانلود كن، بشين و آنقدر PDF  را تماشا كن  چشم‌هايت در بيايد.

 داوري دوسالانه

شاگرد شيخ مرتضي انصاري وقتي مي‌خواست از نجف به ايران بيايد از شيخ خواست او را نصيحت كند. شيخ او را سه پنده مهم داد كه يكي از آن پنده‌ها اين بود. «قضاوت» را هرگز انجام نده، حتي براي رضاي خدا. مردان صاحب نفس و خودساخته تا مي‌‌توانستند از قضاوت و داوري فاصله مي‌گرفتند، زيرا داوري و قضاوت از اعمال سخت روزگاران است. آنگاه كه اين وظيفه را بپذيري، در خوش‌بينانه‌ترين وضعيت، عده‌اي را شاد و عده‌اي ديگر را آزرده خاطر خواهي كرد.

سخن از سختي‌هاي داوري به ميان آمد. گاهي مجبور مي‌شوي ملاحظه مدير فلان مدير سايت را داشته باشي، نفوذ فلان مدير انجمن و انجيو را در نظر بگيري، توانايي فلان مسؤول صفحه نشريه يادت باشد، فراموش نكني فلاني وابسته به كدام حزب سياسي است و ...

كيست كه اين همه ملاحظات را به فراموشي بسپارد و در اوج وارستگي به امر شريف داوري بپردازد. اين حقيقت انكار ناپذيراست، تا زماني كه بي‌خطر باشي، تو را جدي نمي‌گيرند. اين قانون دنياي امروز ماست. كم پيدا مي‌شود هنرمندي بخاطر هنرش جدي گرفته شود. مگر ديگران كه در ته صف هستند، كار بلد نيستند؟! هستند. تكنيك و تخصص هم دارند. اما آنان كه سالم‌ترند هميشه ته صف خواهند بود.

بهترين قضاوت‌ها، بطور معمول در جشنواره‌هايي انجام مي‌شود كه بخش انتخاب مردمي دارند و با راي مردم اثر برگزيده انتخاب مي‌شود. اين انتخاب‌ها، شايد توسط استادان و كارشناسان انجام نمي‌شود، اما كاري كه از اين طريق برنده مي‌شود هميشه در اوج حقانيت قرار دارد.

اعتقاد نگارنده بر اين است، جدا از تخصص، درستي و وجدان در كار، بيشتر بدرد داوران مي‌خورد. تشخيص اثر برگزيده از پس هر آدم منصفي كه كمي كار را بشناسد برمي‌آيد. داور حرفه‌اي و منصف كسي است كه در اوج شجاعت و بدور از تعارفات و رفتارهاي آوانگاردي، اجازه نمي‌دهد اثري كه شايسته برتري نيست، جاي آثار قوي و جذاب را به دلايل ديگر بگيرد.

رندي مي‌گفت، تازه‌گي‌ها روي نام و امضاء آثار شركت كننده‌هاي مسابقات را موقع داوري مي‌پوشانند. لابد مي‌خواهند ثابت كنند «نام‌‌ها» در داوري‌ ما مؤثر نبوده. اما آن رند گفت، در پاسخ اين ادعا بگوييد، اگر به داورها اعتماد داريد چرا روي نام و امضاي صاحب اثر را مي‌پوشانيد. نمي‌ترسيد به ساحت داوران اساعه ادب شود. 

سه شنبه، 3 آذر ماه ، 1388 بازدید:417 نظرات نظر دهيد! ادامه اين مطلب 417 بار بازديد شده

 
وضعیت آنلاین
در حال حاضر 84 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش امديد ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .

آمار کاربران

برترین مطلب روز
تاکنون مطلبی به عنوان مطلب پربیننده انتخاب نشده است .

مطالب گذشته
شنبه، 28 اسفند ماه
· 13 روز عید با "کارگروه 13"
جمعه، 9 مهر ماه
· کارتونیستی که منتقد شد !
يكشنبه، 4 مهر ماه
· 15+1 / پژمان علی پور
جمعه، 26 شهريور ماه
· نقدی بر نقد پژمان علیپور / سلام محمدی
· نقدی بر حقیقت در کارتون - پژمان علیپور
سه شنبه، 23 شهريور ماه
· حقیقت در کارتون - سلام محمدی
پنجشنبه، 21 مرداد ماه
· پنج دليل براي کوتاه بودن تابستان!- از نگاه گل
شنبه، 9 مرداد ماه
· کاریکاتور با طعم میگو
جمعه، 8 مرداد ماه
· نوشته حسن سربخشيان
چهارشنبه، 2 تير ماه
· شير سنگی و بلبل خرمايی-مسعود ضیائی زردخشوئی
چهارشنبه، 12 خرداد ماه
· گزارش متفاوت دبیر جوان جشنواره دانشجویی
يكشنبه، 9 خرداد ماه
· سفر به ترکیه - حامد نباهت
پنجشنبه، 6 خرداد ماه
· آیدین دوغان 2010 - فرهاد بهرامی
چهارشنبه، 22 ارديبهشت ماه
· سوگواری بر کاریکاتور در کردستان - سلام محمدی
يكشنبه، 12 ارديبهشت ماه
· مردی که لبخند را برای همه می خواست
جمعه، 10 ارديبهشت ماه
· هنر، چون مفهومی انسانی - خلیل غلامی
دوشنبه، 6 ارديبهشت ماه
· اطلاعیه مهم انجمن عکاسان ایران
شنبه، 28 فروردين ماه
· هدیه تهرانی و وام 60 میلیون تومانی
پنجشنبه، 27 اسفند ماه
· گزارش بازرس به اعضای انجمن عکاسان ایران
سه شنبه، 25 اسفند ماه
· در کاریکاتور مطبوعاتی شاهد پسرفت هستیم

مطالب قدیمی تر

نظرسنجی
نظر شما درباره سایت

خیلی عالیه
میتونه بهتر باشه
جای کار داره
بهترین سایته
نظری ندارم!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 62
نظرات : 1

لینک دوستان

نشریه مجازی هوپ کارتون






تمام لينك ها


لينكستان

Syria Cartoon


Kamil Yavuz


Marcin Bondarowicz


Amorim


karikaturculerdernegi


Azarbayjan Nature Photographers


kiks


Boli Cartoon


Persian Cartoon


DonQuichotte


Aziz Yavuzdogan


Anadolu Karikaturculer Derneg


Artna


Iran Cartoon


Azer Cartoon


Amjel Boligan


caricaturque


World Press Cartoon


Bahram Azimi


Az Cartoon


Babak Shaabani


Brazil Cartoon



تبلیغات
تبلیغات شما در نشریه مجازی هوپ کارتون


  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir