
December 22, 2007
همسايه ها اين وري همسايه ها اون وري ياد بگرين.
مهناز محمودی
مرديم بس كه اجنبي پرستي كرديم ، خوف برمون داشته بود كه فردا پس فردا يه تابلو گنده وطن فروشي بفرستن رو تاقچه پيشونيمون . بالاخره بعد از 8 ماه يعني يه آدم كار درست و نامبر وان نداريم كه لايق معرفي تو نشريه وزين مجازي هوپ كارتون باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟نه كه نباشه هست گيره كار از ماست آخه لباس شواليه ايمون هنوز از زير دست آهنگر بيرون نيومده ؛ بلانسبت شما مغز}.....{ هم كه نخورديم اين روز ها واسه آشغال دم در گذاشتن هم بايد لباس مناسب پوشيد.چه برسه به اين كه بخواين رو اعصاب مردم با كفش 10 سانت پاشنه فلزي قدم بزنين.والا واسه باقيه شهرها (مرام رو حال كردين؟مثل اين پايتخت نشين ها نگفتم شهرستاني ها) هم مي ترسيم از راه دور سيبل اه و نفرين هاشون بشيم و تير غيب گير كنه به پاچه شلوارمون حالام كه پاچه تنگ مده پس ما هم مي شيم اشيل و ريق رحمت رو سر مي كشيم .با تمام اين خطرات كه مثل چي تو كمين نشستن اما اينبار رفتيم سراغ يه هموطن از شهر قم.
هادي طبسي ( صداي پشت زمينه )هو و ه ه ه ها شيره او ا او ا شيره موج مكزيكي هم داريم.
كارهاش پر از اغراق و خلايق يه چيز تو مايه هاي چشم ها رو بايد شست جور ديگر بايد ديد فكر ميكنم آقاي طبسي شسته اساسي با آب صابون بعد هم قطره استريل يه بسته .شتر هاي آقاي طبسي منو ياد يه قسمت TomوJerry انداخت موش كوچولو توسي مهمونشون بود و داشت دنبال پنير گمشده اش مي گشت انقدر با اشتیاق كه حتي گربه رو هم برداشت يه دستي و زير پايي رو تكوند. حالا طبسي رو تصور كنين شتر رو برداشته دستش از انواع زاويه هاي هنري به قضيه نگاه مي كنه. بعدم لب و لوچه آويزون شتر ، كله شو برده تو دهنه شتر يا مثلا داره دنبال يه عضو راست و مستقيم تو كلهم بدن آقا شتر مي گرده اونم بي خيال آدامسشو ميجوه.بعيد نيست براي خلق شون رو كاغذ اين اتفاق ها افتاده باشه .جك و جونورآشو با دقت نگاه كنين ويژگي منحصر بفردشون كه زير فنجون پا فيلي گذاشتن شون رو تك تك حيوون هايي كه رو لبه پرتگاه حتي از موي دماغ فيل آويزونن نگا كنين با دقت .
روباه چي؟ ذوزنقه با يه لوزي اما يه روباه كه مكاري و چشم سفيدي از هيكلش پيداست.
كاري كه براي نشريه رشد كشيده نوستالژي مطلق رو تك اشيا ريز شين آفتابه مسي كه براي برداشتنش حداقل 7 نفر منظم لازمه يه زير زميهه تاريك و نمور و شلخته كه حالا جز فتوحات ناصري بچه هاست و سورمن جمع پدر بزرگ پاچه قشنگه. مطمئنم اين كار ميخواسته مخ بچه ها رو بزنه كه كتاب بخونن چون جادوي كتاب رو بچه تخسي كه از ديوار راست بالا ميره رو نشون داده .
همين!






http://www.haditabasi.blogspot.com
---------------------------------------------------------------------------------
مجله بین المللی هوپ کارتون شماره 4
شرایط شرکت در
ششمین مسابقه چین
LM 2007

The 6th LM International Cartoon Contest
Yeni Akrep No.64
جشنواره عکس بین المللی